سفارش تبلیغ
صبا

شعر و رباعی ظهور

یا صاحب الزمان

سلام

بسیج اساتید استان تهران

هر کس که به جام ازلی دل بسته است
با عشق ولایت به ولی دل بســته است
چــــون روح خــــدا رفت به دامـــان خـدا
مشتاق خمینی به علی دل بسته است

این آدینه نیز چشم به راهی را به خاطرم هست. همکاری گفت چرا عصرها پیامک می دهی که یادآور چشم انتظاری هاست. گفتم غروب آدینه دلگیر است و امیدم نیز آمدن او تا قبل از ظهر است و چون نمی آید با زبان دلم می نویسم دلنوشته هایم را

در سینه نفس همــــــدم اه است بیا
این قلب شکـسته مان گواه است بیا
دستان کویر خسته مان یخ زده است
چشمان امـــــــیدمان به راه اسـت بیا

شاد باشیم و به شادی دیگران بیندیشیم

بدرود


ارسال شده در توسط علی مظفر

درود

 

 

تقویـم تمام جمعـــه ها را یکدست
با فعل بیا نوشــت هر جا که نشست
هر جمعـــه در انتظار، ابری، مغموم
هر جمعه چه ساده دل بیچاره شکست

 

ای عشــق رد خیـال ما را دریاب
لبخنـــد لبـــان لال ما را دریاب
در کوجه وحشتیم و در شهر سکوت
آینده گذشتـه حـال ما را دریاب



ای هـمدم بن بسـت دل بی عابر
ای چشم به راه تو مسلمان، کافر

معنای تمام جمــعه آمدن است
این جمعه بگو به ناامیدان، حاضر


شاد باشیم و به شادی دیگران بیندیشیم
بدرود

 

 


ارسال شده در توسط علی مظفر


درود

یا حسین ، ای پیشوای آزادگان، ای رهبر عاشقان وای منادی مردن با عزت و ای هشداردهنده زنگی باذلت

چگونه درسی که در کربلا دادی را بفهمیم که بسیار سخت و دیرفهم است...


توفنــــده و مـواج صــــدا کرد حسین

ای سـرور کائنــــــات و ای نور دوعین

امشب عطشـــی به تشنگی ام بچشان

دل مانــده و من جنون و بیــن الحرمین


گوینــــــد که مرد خستــه می فهمد آب

در چشمه، سبو شکسـته میفهمد آب

از دشت عطـش ، عبور کن می فهمی

لبهــــــــای تناس* بستــه می فهمد آب


ای صاحب عشــــق بی نشان ادرکنی

ای قائـــــم بـزم عاشــــقان ادرکنی

آدینه رسیـــد و چشمـــــها منتظرند

یا مهـدی آخــــر الزمــــان ادرکنی


ما را غــــــم و رنج و کهنه دردیست بیا

هنگامه شیــــون و نبـــــردی اسـت بیا

در جــــــــاده انتــظار بر حنجره ها

نومیـد ســــــکوت بغض سردیست بیا


شـــــاید که خـــزان بهـــار یادش برود

دلبــــــرده ای انتظـــار یـــادش برود

تقــــویم بدست چشـــــم بر جاده دور

کی جــــــمعه سر قرار، یــــــادش برود


* تناس= سپیدی که اطراف لبها بواسطه خشکی و تشنگی نمودار می شود


غمگین باشیم و به شادمانی دیگران بیندیشیم

بدرود.





ارسال شده در توسط علی مظفر