سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
شعر و رباعی ظهور
[ و ابو جعفر محمد بن على باقر از او ( ع ) حکایت کرد که فرمود : ] دو چیز در زمین مایه أمان از عذاب خدا بود ، یکى از آن دو برداشته شد پس دیگرى را بگیرید و بدان چنگ زنید : امّا امانى که برداشته شد رسول خدا ( ص ) بود . و امّا امانى که مانده است آمرزش خواستن است . خداى تعالى فرماید « و خدا آنان را عذاب نمى‏کند حالى که تو در میان آنانى و خدا عذابشان نمى‏کند حالى که آمرزش مى‏خواهند » [ و این از نیکوتر لطایف معنى را برون آوردن است و ظرافت سخن را آشکار کردن . ] [نهج البلاغه] 

»» دریاب همیشه مهدی فاطمه را

درود


روزی را به نام زیباترین همراه آفریننده هستی نامگذاری کردند و ما نیز به بهانه این زیبا روز توانستیم بر دستان مهربان و همواره لبریز از عشق و ایمانشان بوسه مهر بزنیم.


خداوند همواره نگاهبانشان و سربلندی و نیک فرجامی دعا و بدرقه راهشان.


 


سرلوحــــه پـــاک و مهــــربانی، مـادر


گنجیــــــنه لطــــــف آســـمانی، مادر


ثبت است همیشه بر سر دفتر عشق


زن زنـــــــدگی است و زندگانــی مادر


 


ای راهنمای آیندگان نه چندان دور


ای مهدی زهرا علی




بنگر به لب منــــــــتظران زمزمه را


در کوچه عاشقانه اش همهمه را


هرگاه دلت شکسـت و بارانی شد


دریبا همیشـــــه مهدی فاطمه را


 


ای عشق تو در جان و غمت در سینه


ای روی تـــــــــو آبــــــروی هـــــر آیینه


خورشیــــــــــد جهانگشای دلها مهدی


نومیــــــد نشستـــــــــــه‌ایم هـر آدینه


 


شاد باشیم و به شادمانی دیگران بیندیشیم.


بدرود



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی مظفر ( چهارشنبه 27/2/91 :: ساعت 4:41 عصر )

»» تا هستم و هست دوستش خواهم داشت

درود


 


هفته معلم و روزگار بزرگداشت از این آفریننده گویش و نوشتار فرا رسید و همگان با گل و لبخند به دیدارشان رفتیم و همواره ندانستیم که واژه دوست داشتن را چگونه بر زبان بیاوریم که خود را در برابر بسیاری تلاش آنها شرمسار خویش نکنیم.


بر دفتر مشق خویــــــش پیوسته نگـــــاشت


هرکـــــــس درود هر آنچـــه را خواهد کاشت


در سینــــــه من معلمـــــــم عشــــــق نهــــاد


تا هستم و هست دوستش خواهم داشت


 


و اینک یا امید چشم انتظاران و ای سروش روزگارن.


پیشکش درگاه تو:


 


ماییــــــــم و دل شکســــــته سرخورده


از دشمن و دوست طعن خنجر خورده


آقا! چه قدر لحــــــــــظه شماری کردن


هر جمعـــــه ی سررسید ضبدر خورده


 


عمریســـت نشســــــته ایم تنها به غمت


با جنگل و کوه و دشت و صحرا به غمت


گوینــــــد که جمعه می رسی منتظریم


از پنجــــره های رو به فــــــردا به غمت


 


آمدنش دیر نیست، خودمان و جامعه را به نیکی فرا بخوانیم و در برابر ناپرهیزگاری دشمنان بیدار باشیم.


بدرود



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی مظفر ( شنبه 16/2/91 :: ساعت 9:1 صبح )

»» نه عید مشخص نه بهارش معلوم

درود


بهار آمد، شلمچه بودم. روبروی گنبد و بارویی که روی آن نوشته بود اینجا مسجد نیست، اما جایگاه قربانی شدن انسانهایی است که برای دفاع از کشورشان اینجا به خاک و خون کشیده شده اند. تانکها روی بدنشان همانند اسبها راه رفته اند و استواریشان در حقانیت و مقاومتشان تاریخ را به حیرت آورده است.


آنجا جز بارش بهاری چاره ای نداشتم و تنها برای آمدن تو دعا کردم و برای تندرستی همه مردم این گیتی خاکی که به شادی و به دور از هر گونه جنگ و آتشی زندگی را سپری کنند.




ما خوب و خوشیم، مهربان حال شما


فرخنده خجسته سال نو، سال شما


این را همه از سر تعارف گفتیم
دلتنگ توأیم و دل به دنبال شما




سلام پیشوای مهربانی که چشمها دیدارت را به راه می نگرند و گوشها صدایت را نجوا می کنند.


بهار آمد با همه وسعتش، با همه نبودها و کمبودهایش و چشمان ما هنوز به در نگریسته و به جاده دوخته شده




نه صبر به جا و نه قرارش معلوم


نه چشم به در نه انتظارش معلوم


نه بوی چمن نه لاله نه باغی هست


نه عید مشخص نه بهارش معلوم




هنوز چشم می کشیم به راه و خیال می کشیم به آه بر بومی که شومی شب سیاه را سیاه مشق فریفتگان کرده است و باران می شویم بر پنجره هایی که غبار ندانم بر آنها نشسته است.


و تنها می شود گفت:


دلخوش به دعای سحر است این دل من


از آمدنت با خبر است این دل من


برخیز و بیا بهم بریز عالم را


پابند قضا و قدر است این دل من




مولای همه خوبیها و ترازوی همه نیکی ها . چشمها هنوز بر در است دستهای توسل مان آماده شکوفایی تا آمدن توست.


بدرود





نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی مظفر ( سه شنبه 8/1/91 :: ساعت 3:44 عصر )

»» ایران همه وجود ایرانی هاست...

به نام یزدان پاک


گزینش نمایندگان مردم، در سرتاسر سرزمین پارس پایان یافت و بیشتر مردم با بینش میهنی ـ دینی، آنانی که برایشان پذیرفتنی تر بودند را گزینش کردند.


دشمنان و بدخواهان این کشور دیرینه را شرمنده و دوستان را شیرین کام.


سزوار می بینم که از همه خوبانی که به سروش جان خویش پاسخ بجا دادند درود بفرستم و سپاسگزاری کنم.




ایرانی سربلند چون شمشاد است


از رنج و غم و درد جهان آزاد است


در راه وطن فدا شود عشق این است


در راه وطن، جان بدهد دلشاد است.




در دشت کویر تشنه، باران باشیم


دلخوش به دعای صبح یاران باشیم


ایران همه وجود ایرانی هاست


سر تا به قدم فدای ایران باشیم




و برای امام روزگارانم




غم آمده روی شانه هامان آقا


شب خیمه زده به خانه هامان آقا


مرگ است هر آنچه بر زبانها جاریست


کی میرسد عاشقانه هامان آقا




هنگام دعا و آرزو شد باران


شب آمد و وقت گفتگو شد باران


ابریست تمام کوچه خلوت دوست


دست دل ما دوباره رو شد باران




شاد باشیم و به شادی دیگران بیندیشیم


بدرود





نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی مظفر ( دوشنبه 15/12/90 :: ساعت 12:36 عصر )

»» یا مهدی صاحب الزمان بسم الله

بنام خداوند جان و خرد


با درود و سلام خدمت شما گرامیان


آنچه به عنوان مرده ریگ هر انسان از اوی به یادگار می ماند بیشتر از دو چیز نیست و در این میانه ما نیز بین نیک و بد تلاش می کنیم جز پرستش دادار آسمان و فرمان بردن از نیکان و گزینش شوندگان میدان عشق و ایمان راهی را نرویم و جامی را که جز مستی عاشقانه در آن باشد را ننوشیم.


سالیان درازی است که در هر بامداد آدینه رباعی را به نام پیشوایی که چشم و امید مردم گیتی به اوست را سروده ام و اکنون از گذرگاه این پنجره رو به آسمان به حضور شما خوبان نیز پیشکش می کنم.


باشد که فرمان پذیر پیشوای عدل و ایمان و همراه جانشین او تا آدینه آمدنش باشیم.


 


از خــــم ولایت یقــین باده بنوش


از جام امام راستین باده بنوس


ای شیعه مرتضی علی، می آید


با نام محـــــمد امین باده بنوش


 


ماییم و غــم و درد نهان بســــــــم الله


با این دل مست خون فشان بسم الله


آمــــــاده در انتــــــــظار کی می آیی؟


یا مهــــــــدی صاحب الزمان بسم الله


 


امید تمـــــام ناامیــــــدان جهـــــــان


ای ناجی آسمانی ای حضرت جان


شک آمده و به سینه ها می کوبد


تا کنج دل شکسته خود را برسان


 


بدرود



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » علی مظفر ( چهارشنبه 3/12/90 :: ساعت 1:24 عصر )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

دریاب همیشه مهدی فاطمه را
تا هستم و هست دوستش خواهم داشت
نه عید مشخص نه بهارش معلوم
ایران همه وجود ایرانی هاست...
یا مهدی صاحب الزمان بسم الله
 

>> بازدید امروز: 1
>> بازدید دیروز: 2
>> مجموع بازدیدها: 455
» درباره من «

شعر و رباعی ظهور
علی مظفر[5]
گرد حرم رضا کبوتر هستم/ در چشم رفیقان همه کافر هستم/ غربت زده کویر هیچستانم/ با نام خدا علی مظفر هستم*** دانشجوی دکترای ادبیات فارسی

» پیوندهای روزانه «


» لینک دوستان «

» صفحات اختصاصی «

» طراح قالب «