سفارش تبلیغ
صبا

شعر و رباعی ظهور

درود

عید قربان آمد، عید شادمانی و ما به مسلمانانی فکر می کنیم که خانه هایشان بی سقف است و مردشان هنوز به خانه نیامده.

امروز به جای گوسفند آدم در سوریه و بحرین و عربستان قربانی می شود.

در پاکستان و میانمار هم وضع همین است. انگار قرار است قربانی های مسلمانان در عراق و افغانستان هم جز آدمیان نباشند.

نفرین به جنگ و جنگ افروز. نفرین به شیطنت و نفرین به شیطان.

کجایی امام حق و عدل؟

کجایی؟ تا کی چشم انتظاری؟

 

پروانه صفــت به روز مهمانی عشق

بردرگه عاشــــــــقانه ی بانی عشق

مستان میان شعله می گفت وصال

جانست مطاع و شرط قربانی عشق

 

دعای عرفه را خواندیم و چشم براهت به یقین بودیم آدینه را

دعای عرفه را خواندیم و دعا کردیم بیایی و روزگار اسفناک مسلمانان را ببینی و چاره اندیشمان باشی.

اما باز ناامید از کنار جاده های چشم انتظاری به خانه برگشتیم.

یا اماحق

این قـــــــــــوم که عفریته تر از پاییزند

چون برگ مسلمان به زمین می ریزند

برخیــــــــــــــــز بیا و دادمان را بستان

دنیاســــت به چنگشان همه چنگیزند

 

آخــر چه کنی تو با دل ســــــاده من

با ایــــــن دل شــــادمان و آماده من

تا کــــــی به غبار راه دلخوش باشم

پیشانی و دست مانده و جاده و من

 

به شادی و شادمانی همه بیندیشیم

بدرود

 

 


ارسال شده در توسط علی مظفر