سفارش تبلیغ
صبا

شعر و رباعی ظهور

درود


ایام سوگواری سردار حق، عدل و دلیری را به پیروان همواره راستین این پیشوای بزرگ تسلیت می گویم.


گویند که شـــــــام تار مولا را کشت

با شیوه نابکـــــــــــــار مولا را کشت

من معتقدم که عدل و انصاف علی

نادانی روزگـــــــــــار مولا را کشت

 

آن شب به گمانم که خدا خواب افتاد

در وسوسه شیطان دهنش آب افتاد

ماهی که به روئیتش همه کوشیدند

با ضربه شمشـــــــیر به محراب افتاد


سزای کسی که حق می گوید و حق نشان می دهد و حقیقت است آیا جز این است؟

بدرود


ارسال شده در توسط علی مظفر

درود

گمان نکنم کسی چشم براه ناجی موعود نباشد و خردمندانه نیست کسی که روزنه امیدی  را انتظار نکشد.


لب بست مسیر حرکت حنجره را

شب پرده کشید روی هر پنجره را

ماییم و هجوم شب پرستان سکوت

تغییر بده خلوت این منظره را


خیلی ها از نظر علمی منکر حضورت هستند، خیلی ها حضور تو را با توجه به علم پزشکی منکرند و خیلی ها تو را وهم و خیال می پندارند.

اما:

همه ادیان، همه نیک روشان و نیک منشان به مصلح ایمان دارند.


ای همدم کوچه های بارانی ما

هم صحبت ایام پریشانی ما

دیریست که چشم و گوشمان آماده ست

شاید برسی شبی به مهمانی ما


شاید حق دارند، آدم تا عاشق نباشد به وصال فکر نمی کند، تا درد نداشته باشد به دوا و تا با مشکلی مواجه نشده باشد به دعا...


شاید دل خرد و خسته را دریابی

دستان امید بسته را دریابی

تا صبح سحر دعا کنم امشب را

شاید دل دلشکسته را دریابی


ناشکیبا چشم براه نشسته ایم و دود آتشی که از دور می بیینم دارد به چشم مسلمانان می رود.

مصلحا ! بیا...

شاد باشیم و به شادمانی دیگران بیندیشیم.

بدرود



ارسال شده در توسط علی مظفر

درود


مولای بی پناهان روزگار


در آینه ها حول و لا بسیار است

تا پنجره ها دست دعا بسیار است

برخیز بیا ناجی مشتاقان باش

طوفان زده ایم و بی خدا بسیار است


کدامین روز دیده هامان به مشرقی ترین طلوع خورشید جمال تو روشن خواهد شد


عمریست که خرد و خسته بر می خیزیم

بی همدم و دلشکسته بر می خیزیم

حیرت زده ایم و در حریم دل خویش

تا پنجره های بسته بر می خیزیم


چشم براهیم، دل به جاده ها سپرده.


شاد باشیم و به شادی دیگران بیندیشیم.

بدرود


ارسال شده در توسط علی مظفر