سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

شعر و رباعی ظهور

به نام یزدان پاک

گزینش نمایندگان مردم، در سرتاسر سرزمین پارس پایان یافت و بیشتر مردم با بینش میهنی ـ دینی، آنانی که برایشان پذیرفتنی تر بودند را گزینش کردند.

دشمنان و بدخواهان این کشور دیرینه را شرمنده و دوستان را شیرین کام.

سزوار می بینم که از همه خوبانی که به سروش جان خویش پاسخ بجا دادند درود بفرستم و سپاسگزاری کنم.


ایرانی سربلند چون شمشاد است

از رنج و غم و درد جهان آزاد است

در راه وطن فدا شود عشق این است

در راه وطن، جان بدهد دلشاد است.


در دشت کویر تشنه، باران باشیم

دلخوش به دعای صبح یاران باشیم

ایران همه وجود ایرانی هاست

سر تا به قدم فدای ایران باشیم


و برای امام روزگارانم


غم آمده روی شانه هامان آقا

شب خیمه زده به خانه هامان آقا

مرگ است هر آنچه بر زبانها جاریست

کی میرسد عاشقانه هامان آقا


هنگام دعا و آرزو شد باران

شب آمد و وقت گفتگو شد باران

ابریست تمام کوچه خلوت دوست

دست دل ما دوباره رو شد باران


شاد باشیم و به شادی دیگران بیندیشیم

بدرود



ارسال شده در توسط علی مظفر

بنام خداوند جان و خرد

با درود و سلام خدمت شما گرامیان

آنچه به عنوان مرده ریگ هر انسان از اوی به یادگار می ماند بیشتر از دو چیز نیست و در این میانه ما نیز بین نیک و بد تلاش می کنیم جز پرستش دادار آسمان و فرمان بردن از نیکان و گزینش شوندگان میدان عشق و ایمان راهی را نرویم و جامی را که جز مستی عاشقانه در آن باشد را ننوشیم.

سالیان درازی است که در هر بامداد آدینه رباعی را به نام پیشوایی که چشم و امید مردم گیتی به اوست را سروده ام و اکنون از گذرگاه این پنجره رو به آسمان به حضور شما خوبان نیز پیشکش می کنم.

باشد که فرمان پذیر پیشوای عدل و ایمان و همراه جانشین او تا آدینه آمدنش باشیم.

 

از خــــم ولایت یقــین باده بنوش

از جام امام راستین باده بنوس

ای شیعه مرتضی علی، می آید

با نام محـــــمد امین باده بنوش

 

ماییم و غــم و درد نهان بســــــــم الله

با این دل مست خون فشان بسم الله

آمــــــاده در انتــــــــظار کی می آیی؟

یا مهــــــــدی صاحب الزمان بسم الله

 

امید تمـــــام ناامیــــــدان جهـــــــان

ای ناجی آسمانی ای حضرت جان

شک آمده و به سینه ها می کوبد

تا کنج دل شکسته خود را برسان

 

بدرود


ارسال شده در توسط علی مظفر